ميرزا محمد خليل مرعشى صفوى
72
مجمع التواريخ ( فارسى )
بود محمد خان بلوچ حاكم شده بود با سه چهار هزار سوار جرار افغان متوجه محاربهء او گرديد و در سر پل فسا مقابلهء فريقين و تلاقى فئتين روى داد . ذكر مقابله و حرب نمودن سيد احمد شاه و محمد خان بلوچ در پل فسا و شكست خوردن سيد احمد شاه بتقدير خالق ارض و سما پوشيده نماند كه چون لشكر افغان مقابل عسكر سيد احمد شاه شدند آن مقام جائى بود بسيار تنگ و محل صف آرائى فوج بسيار نبود چرا كه سيد احمد شاه اراده كرده بود كه لشكر خود را از سر پل و از درياى نمك گذرانيده آن طرف پل جنگ واقع سازد . در اين انديشه تا قريب سر پل رسيده بود كه لشكر افغان پيشدستى نموده از پل گذشتند زيرا كه دست چپ سيد احمد شاه كوهستان بود و طرف دست راست باصطلاح اهل فارس درياى نمك بود چه آن مكان صحرائيست بعرض سه چهار فرسخ كم و زياد و طول قريب ببيست فرسخ كه مجموع آن صحرا نمكزار است و هميشه زمين آنجا بسبب رطوبت گل و لاى و وحل بنحويست كه به مجرد حركتى كه حيوان يا انسان نمايد در آن زمين فرو ميرود و بعد از فرو رفتن باندك زمانى نمك ميگردد چنان كه گفتهاند ، مصراع : هر چيز كه در كان نمك رفت نمك شد ، و به همين سبب آن را درياى نمك گويند و الا دريائى نيست كه آب داشته باشد بلكه درياى گل و لاى و نمكزار است . بالجمله چون لشكر افغان از برابر نمودار شد و ضابطهء جنگ افغان اينست كه هر گاه لشكر غنيم را ديدند و فاصلهء بين هر دو صف قليل ميشد شجاعان و پيش جنگان ايشان جلو اسب را انداخته ساعد دست چپ را بر چشم و رو ميگذارند و بدست راست شمشير از غلاف كشيده صدائى مانند صداى شغال كرده بيك بار خود را بر لشكر خصم ميزنند و وجه اين عمل آنچه از افاغنه شنيده شد اينست كه ميگويند بسبب رفع جبن و خوف ديدن برق شمشير و هيبت سپاه خصم است و نديدن كشته شدن رفقا و